جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

418

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

يك جعبهء شيشه‌اى محتوى مقدار انبوهى مرواريد هست بطورىكه ميتوان دست در آن فرو برد و مشتى برگرفت . روى چهارچوبهء جداگانه كرهء جواهر است كه از سنگ‌هاى قيمتى متعدد شاه فعلى ساخته شده است با ارزش ( بدون جواهرات خصوصى او ) 000 ، 320 ليره كه آن را شاهكار صنعتى دوران پادشاهى وى مىشمارند و با جواهرات همايونى ( 75 گيروانكه طلاى ناب و 51366 قطعه جواهر به وزن 365604 گرم ) به مبلغ 000 947 ليره قيمت دارد . دشوار است كه برق و جلاى سنگ‌هاى مختلف را از كشورهائى كه مبدأ هركدام جداست تخمين زد و به نظر نمىرسد كه جواهرساز ماهرى آن را ساخته باشد ، ولى تا آنجا كه من قادر به تشخيص هستم اين درياى گوهر شامل زمرد از فرانسه و انگلستان و الماس از افريقا و ياقوت سرخ و ياقوت كبود از هندوستان و سنگ گرانبهاى ملى يعنى فيروزه از خود ايران است « 1 » . به نظر من پيش از آنكه روزى پادشاهى ولخرج و يا امكانا فاتحى از شمال بر اين گنجينهء خيره‌كننده دست يابد بايد با فكر باز اين منابع در راه نافع‌ترى به كار افتد و شايد بهتر است كه درصدد برآيند با بصيرت وافى ارزش اقلام عمدهء آن را تعيين كنند و مصرف تازه‌اى براى آنها تدبير شود . در انتهاى فوقانى تالار در جعبه‌هاى شيشه‌اى چند تاج سلطنتى از روزگار پادشاهان صفوى تا دوره‌هاى جديد هست كه از ميان آنها برجسته‌تر از همه كلاه بزرگ مرواريد نشان با نشان درخشان جقهء الماس در جلو آن است كه شاه در جشن نوروز بر سر مىگذارد و آن بارها بر سر فتحعلى شاه ديده شده است ، چنان كه در تصاوير انگليسى و ايرانى نيمهء اول اين قرن همواره ديده‌ايم . در آنجا يك نيم تاج عالى نيز هست كه به فرمان شاه فعلى در پاريس

--> ( 1 ) - راجع به جواهرات ديگر آقاى او رسول Orsolle در كتاب قفقاز و ايران مىنويسد : ياقوتى كه نقش دماوند دارد آخرين جواهرى بود كه مزدوران پليد آقا محمد خان به زور از شاهرخ تيره - بخت گرفتند و الماسى كه مارك تهران بر آن است از جنازهء اشرف آخرين پادشاه افغان بوسيلهء يك تن بلوچ بدست آمده و او آن را به شاه طهماسب دوم تقديم نموده بود .